خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    امروز خیلی چیزها بهم فشار آورد

    واقعا از تمام وجودم احساس بدی داشتم.

    بدم می آید از جایی که انصافی در آن نیست.‌عدلی در آن نیست..

    نتیجه اش قلب سنگینی بود که گاها تیر می کشد.

    - پیر زنی که واقعا از فرط پیری به سختی حرکت می کرد. چین چروک صورتش قوز پشت کمرش... . داشت راه می رفت و از مردم میخواست که لیف هایش را بخرند... . بخدا دلم داشت میترکید... . اولش آنقدر ذهنم درگیر افکارم که بی اعتنا از کنارش رد شدم. اما شکر خدا یک باره به خودم آمدم. گدایی نمیکرد. معلوم است مال نسلیست که شرافت انسانی رو درک کرده بود. با آن اوضاع حال ندارش لیف می فروخت که دستش در مقابل کسی دراز نشود... . درد داشتم وقتی این صحنه را دیدم. کاش ازش می پرسیدم گرسنه هست برایش چیزی بخرم؟ نشود که من سیر بخوابم و ... . وای بر ما... .

    - لابد گذرتان به آدم هایی که با لباس های فوق العاده مندرس با یک گونی به پشت شان در این سطل های زباله شهرداری دنبال چیزی هستند را دیدید. تا به حال به این فکر کردید اوج آرزوی اینا چیه؟ هدفشون چیه؟ نگاهشون به دنیا یا به انسانهای دیگه چیه؟ به همون اندازه که اونا تو اون شرایط قرار گرفتن به همون اندازه ما میتونستیم قرار بگیریم... . وقتی می بینمشان انگار یک عالم حرف میتوانم بزنم اما بعد زبانم می گیرد. تقصیر کسیست؟ کی باید چکار کنه ؟

    - و اما کمی آنطرف تر مرز ها... . یک عده آواره اند... . می ترسند. نگرانند که نشود فجیع ترین کشتارها برای آنها اتفاق بیفتد... به امیدی پیاده تمام زندگی شان را در یک بقچه می گذارند راهی مرز ها می شوند و پشت سیم خاردار ها (آواره شدن 150 هزار نفر کرد سوری پشت مرزهای ترکیه)

     

    پ.ن :

    - پستام خیلی پرت و پلا شدن بی مقدمه بی موخره... . راستش فقط می خوام یه کم حرف بزنم حوصله فکر نگارشی ندارم...

    - امروز به اندازه یک کوه کندن از من انرژی گرفته شد.

    - تورو خدا هرکسی هر کاری از دستش برمیاد انجام بده. دست کسایی رو که میتونید بگیرید. برای کسایی هم که نمی تونید دعا کنید. فقط نگید مسئولین ... .

    - همیشه به همه میگم هرجا که دلت شکست کمک کن. نگو اینا یه باندن... بنظرم با دلت نجنگ. خدا هرکس رو مطابق نیتش اجر میده. البته که آبرو دار ها در اولویتن... . مواظب قشر ضعیف باشید که خدا هم به ضعف ما رحم کنه. بلکه دلش به رحم بیاد و بارانشو بفرسته....

    - دقیقا همین امروز جمله جالبی خوندم. وحشتناک چیز مرگ یک کودک است و پوچ ترین چیز مرگ در یک صانحه تصادف است. ممکنه هر کدوم از ما به پوچ ترین حالت ممکن بمیریم. حداقل زندگی کردنمون پوچ نباشه. گرچه یقینا زندگی که از پوچی فاصله بگیره از مرگ پوچ هم فاصله می گیره... . مصداق بارز الانش یکی مثه حاج قاسم است که همه می دانیم این آدم مرگی بجز شهادت زیبا و اسرار آمیز نخواهد داشت.... . خدا ان شا الله حالا حالا ها او را برای ما نگه دارد...


    این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : زندگی ,اندازه ,چیه؟ ,نشود ,همون اندازه ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده