جستجو

تبلیغات



سلام!

    آرام آرام دارم می رسم به نتیجه ای که سه سال برایش خرج کردم!
    نه فقط مادی!
    که البته این بخشش هم اصلا قابل انکار نیست...
    در هر جایش مجبور شدم تکه تکه از وجودم را خرج کنم!
    خوب یا بد...
    درست یا غلط...
    دوباره دارم میرسم به نقطه سه سال قبلم!
    البته کمی دست خالی تر از آن موقع!
    عقبگرد به اندازه سه تا 365 روز!
    بهرحال از بیراهه رفتن تا آخر عمر که بهتر بود...
    به عقب برمیگردم... با کوله باری از تجربه شناخت آدمها
    الان در حد خودم یه پا آدم شناس شدم!
    تا قبل از این برای دختر خوش باوری مثل من سخت بود
    که درک کنم بعضی می آیند که دیگری را نابود کنن!!!
    با خودم میگفتم مگر میشود آدم هدفی والاتر از نابودی کسی نداشته باشد؟
    بعد این سه سال و بعد از تمام روزها و شبهای عجیبی که گذراندم
    کاملا درک کردم که :"بله که می شود! چراکه نشود! بعضی ها آمده اند که تو نباشی!"
    شکر خدا به نیستی کاملم منجر نشد!
    و هم اکنون با شمایم! با شما عزیزی که کمر همت بر نابودی من بسته بودی!
    از همین جا یک سلامی از ته دل میکنم
    و می گم تسویه خرده حساب هایمان باشد هنگام عبور از پل صراط!

    سلام جانی!!!


    این مطلب تا کنون 22 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 13 آبان 1394
    منبع
    برچسب ها : ,
    سلام!

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 8 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر