خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





استادم چشمت را به که بخشیدی؟

    انگار عادت کرده ام یا عادت کرده ایم به زندگی غیر معمولی!
    یک زمانی می گفتند هرچقدر بزرگتر بسوی مشکلات هم بزرگتر می شوند...
    اما احساس میکنم گاهی من متوقف شده ام
    گاهی من می ایستم ببینم این دنیا تا کجا
    پیش می رود.
    امروز دوستی خبر داد
    یکی از معلمانم که شدیدا به او ارادت خاصی داشتم
    و آخرین مکالمه ام با او تبریک عید نوروز بود
    به دلیل غول بی شاخ و دم "س ر ط ا ن"
    یکی از چشم هایش را از دست داده
    و با هم یک چشم باقی مانده
    شاید چشم انتظار قدرشناسی امثال من است
    حقیقتا بی امان گریستم
    مانده ام فردا چگونه ایشان را بدون یک چشم ببینم
    به جای دنیا ‏، چرا من خجالت می کشم؟
    بعد از تبریک عید نوروز بهم گفت :
    یک روز بیا ببینمت دخترم!!
    وای خدایا ...
    حال می روم که مرا ببیند
    ولی نصفه نیمه
    با یک چشم کم بینا ...
    کاش می شد کمی مهلت خواست ....
    به رسم برادری ، خواهری
    در ساعاتی که برای خیلی ها سخت می گذرد
    دعا کنیم ...

    پ.ن:
    - اینقدر حجم دعاهایم زیاد شده که گاهی قلبا می رسم به این نتیجه که هیچ کدامشان جز با مسئله ظهور حل نمی شود... . یا صاحب الزمان لقد زاق صدری...
    - از کسانی نباشیم که رمضان بر آنها می گذرد در حالیکه بدن هایشان ضایع شده و فکرهایشان عقیم مانده و فکرهایشان سرشار از بت ها شده و روح هایشان به تنگی رسیده است . چون این یک اصل است کسیکه از نعمتی که در دسترس اوست بهره نگیرد ، سیاهی به او می رسد... (پناه بر خدا). استاد علی صفایی...
    - دوست مجازی عزیز ، "یک بنده خدا" موفق به نظر در وبتان نمی شم. بارها تلاش کردم . لطفا راهی بفرمایید.


    این مطلب تا کنون 15 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : عادت کرده ,
    استادم چشمت را به که بخشیدی؟

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده